پدر سرداران شهید ، حبیب الله  و حمید ، به ملکوت اعلی پیوست.

پدر سرداران شهید ، حبیب الله  و حمید ، به ملکوت اعلی پیوست.

حاج فرج الله شمایلی ، صبح دیروز، در سن 85 سالگی ، بر اثر ایست قلبی ،در شهرستان شهید پرور بهبهان ، درگذشت.


ادامه مطلب...

ادامه نوشته

مصاحبه ویژه واحد جوانان عاشورایی با اولین جانباز شهرستان بهبهان

مصاحبه ویژه واحد جوانان عاشورایی با

اولین جانباز شهرستان بهبهان

 

پای صحبت های رزمنده گمنام و اولین جانباز 8 سال دفاع مقدس شهرمان می نشینیم :

-با سلام لطفا" خود را به کاربران سایت هیت رزمندگان اسلام معرفی نماید :

بنده حاج قدرت الله محمد حسنی فرزند فضل الله متولد 1340 بهبهان هستم

-آقای محمد حسنی شنیده شده که شما اولین جانباز بهبهان هستید ، چه تاریخی و در کجا جانباز شدید:

یک روز پس از شروع جنگ تحمیلی با تعدادی از برادران سپاه و بسیج به جبهه بستان اعزام شدیم و در تاریخ 3/7/1359 به اتفاق دو نفر از برادران (شهید نحوی و شهید عزتخواه)در حال دیده بانی بودیم که مورد اصابت شلیک مستقیم تانک قرار گرفتیم ، آن دو برادر به لقاءالله پیوستند و بنده توفیق و سعادت شهادت را پیدا نکردم .

-آقای محمد حسنی از چه ناحیه ای جانباز هستید :

دست چپ  و پای راست قطع گردیده و همچنین از ناحیه شکم و کمر مورد اصابت ترکش قرار گرفته .

-جانباز چند درصد هستید:

خدا کند جانبازی ما مورد قبول خدا قرار گیرد ، درصد مهم نیست منتها بخاطر اینکه جواب شما را داده باشم 70 درصد

-شنیده شده شما قبل از انقلاب توسط ماموران رژیم شاه دستگیر شده اید در این خصوص توضیحی میدهید :

اولا" از آنجایی که بنده در یک خانواده مذهبی و انقلابی متولد و بزرگ شده ام ، از کودکی با معارف و قرآن آشنا داشتم سالها قبل از انقلاب مادر بزرگم (مادر و پدرم )و عموی بنده از مداحان اهل بیت بوده اند و لذا افتخار دارم که در خانواده مذهبی و انقلابی بوده ام

دوما" با شروع نهضت امام خمینی (ره)در سال 1356 مانند دیگر مردم در تظاهرات و همچنین تکثیر اطلاعیه ها و درگیری ها نقش داشتم که در یک مورد توسط ماموران شاه دستگیر و مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفتم.

-در چه تاریخی به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمدید :

همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 به کمیته پیوستم و در سال 1358 به عضویت سپاه درآمدم و جزء هسته اولیه تشکیل دهنده سپاه بودم .

-ظاهرا" در سه سنگر سپاه ،حوزه علمیه  و دانشگاه مشغول خدمت هستید ، لطفا" در این خصوص توضیح بفرماید :

در سال 1361 جهت کسب علوم دینی و معارف اسلامی وارد حوزه علمیه قم شدم .دروس مقدماتی را نزد اساتید حوزه گذراندم .

از سال 1375 تا کنون درس خارج فقه را در نزد آیات عظام جوادی آملی ، وحید خراسانی ، مکارم شیرازی را شروع و همزمان با آن در رشته حقوق دانشگاه تهران ادامه تحصیل و پس از اخذ مدرک کارشناسی موفق به ادامه تحصیل در رشته کارشناسی ارشد شده ام.

 

-آیا بازنشسته سپاه هستید:

بنده افتخار میکنم که عضو سپاه هستم .

-در حال حاضر به چه کاری مشغول هستید :

الان بازنشسته سپاه هستم ولی هنوز خود را پاسدار می دانم و در هر بحرانی برای انقلاب پیش بیاید با تمام وجود از انقلاب  و ولایت فقیه و رهبری حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای ( مد ظله العالی ) دفاع میکنیم .

-برادر حاج قدرت الله محمد حسنی به عنوان اخرین سوال چه پیامی برای جوانان عاشورایی در سرتا سر ایران دارید :

1-مسجد را رها نکنیم

2-حوادثی که از انقلاب پشت سر گذاشته شده را مطالعه کنید.

3-به درس و تحصیل مشغول شوید.

4-ورزش را فراموش نکنید.

5-دین و غیرت و مردانگی را در خود پرورش دهید.

با تشکر از وقتی که در اختیار ما دادید و از خداوند منان آرزوی توفیق و سربلندی و شهادت در رکاب حضرت بقیه الله را خواستارم .

واحد جوانان عاشورایی

 

 

مصاحبه اختصاصی واحد جوانان عاشورایی با مسئول هیئت رزمندگان اسلام استان خوزستان

مصاحبه ای خواندنی فصل نامه عماران انقلاب هیئت رزمندگان شهرستان بهبهان  با

مسئول هیئت رزمندگان اسلام استان خوزستان

 سـردار دانـش پـژوه

 

بسمه تعالی

با عرض سلام و خسته نباشی خدمت مسئول محترم هیئت رزمندگان اسلام  استان خوزستان جناب سردار دانش پژوه

واحد جوانان عاشورایی هیئت رزمندگان اسلام شهرستان بههبان با همکاری جمعی از جوانان بسیجی فعال فرهنگی شهرستان در تابستان 90 اولین دوره از فصل نامه عماران انقلاب را با رویکرد بصیرت . بصیرت افزایی ترویج  فرهنگ ایثار و شهادت، ارتباط بیش از پیش با رزمندگان شهرستان و خانواده های معظم شهداء ، ترویج فرهنگ ولایی ، جنگ نرم  و .....  به چاپ رساندیم که این امر مورد استقبال  مردم دار المومنین شهرستان بههان به خصوص رزمندگان و ادارات دولتی و هیات های مذهبی این شهرستان واقع شد.

لذا در این فصل از محضر جنابعالی سولاتی داشتیم که انشاء الله ما را در این خصوص همیاری بفرماید.

1- میزان حضور جوانان استان را در عرصه های فرهنگی مذهبی چگونه ارزیابی میکنید:

به حمد الهی مردم دین پرور و ولایت مدار ما همیشه در صحنه حضور داشتند و دارند و این حضور در عرصه های فرهنگی و مذهبی پر شورتر و حماسی تر بوده است بالاخص حضور جوانان در مراسمات ایام سوگواری ابا عبدا... الحسین(ع)

2- جوانان انقلابی از منظر شما چگونه معرفی میشوند:

جوان دین دار و ولایی آگاه به مسائل روز جهان اسلام و دارای بینش سیاسی اجتماعی که صحنه را هیچگاه خالی نخواهند گذاشت آنچنان که هم اکنون نیز شاهد آن هستیم

3- اگر جنابعالی را به عنوان یک ناظر که قرار باشد رسیدگی به مشکلات که در روند اجرای امورات فرهنگی و مذهبی برای جوانان پیش می آید انتخاب کنند چه پیش نهاد و طرحی ارائه میدهید:

وجود پیشکسوتان و مسئولین به عنوان حامیان و ناظران در کنار جوانان میتواند راه گشایی مشکلات باشد.

4- اگر قرار باشد به برخی از مسئولین فرهنگی در خصوص بیشتر اهمیت دادن به حضور جوانان در عرصه فرهنگی جمله ای بگوید چه میفرماید:

جوان امروز، جوان شور و شعور است که به شکرانه انقلاب اندوخته های فرهنگی نظام اسلامی فرهیختگی را نیز به داشته های خود افزوده است.

 هشت سال دفاع مقدس نشان داد جوانان پتانسیل انجام کارهای بزرگ را دارند فرماندهان بزرگمان از میان جوانان بوده و هستند جوانان لیاقت اعتماد  را دارند پس نیاز هست با نظارت  پیشکسوتان در عرصه های مختلف از حضورشان بهره برد

5- تفکر برخی از افراد بر این است که جوان  خام است و قابلیت اطمینان ندارد و در همین راستا اجازه دخالت در برخی امور به وی نمیدهند حال سوال من این است ، آیا با این تفکر باید بنشینیم و غصه خامی جوان را بخوریم ،  یا از  موقعیت خامی  وی برای ساختن جوانی انقلابی و مومن استفاده نمایم :

همانطور که خدمتتان عرض کردم جوانان ما جوانان فرهیخته ای هستند و مسئولین  با بکارگیری از این جوانان ولایی و متخصص نشان دادند که ما دست روی دست نگذاشته ایم ، این فکر که مانشسته ایم و غصه خامی جوان را میخویم تا اندازه ای اجحاف محسوب خواهد شد پیشنهاد بنده حضور همزمان پیشکسوتان گرامی در کنار جوانان ولایی متخصص است تا بتوانند از هر دو نیروی تجربه و توان پیاده سازی و ریکس پذیری به طور همسان و همزمان استفاده کرد. 

6- جوانی به شما مراجعه میکند و  در خواست معرفی کتابی از شما دارد بهترین کتابی که معرفی میکنید چیست:

داستان و راستان اثر استاد شهید مطهری

7- بهترین تعبیری که برای این بیت شعر میشود چیست:

رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود   آن نیست که گهی تند  و گهی خسته رود

حضور در صحنه با آگاهی و بصیرت و اطلاعت از ولایت کلید راه است. 

 8- این حرکت واحد جوانان عاشورایی شهرستان بهبهان را در خصوص راه اندازی فصل نامه چگونه  ارزیابی میکنید:

 امیدوارم که این گام  گامی باشد جهت بیان تفکرات مثبت و گرد هم آوری جمع جوانان بسیجی و ولایی

9- و  در کلام آخر یک نصیحت پدرانه به  ما جوانان بفرماید:

علم و ادب باعث بروز استعداد ها خواهد شد و این استعداد ها نیاز به هدایت دارند ، هدایت در این زمان  با ولایت مداری به کمال خود خواهد رسید. ولایت مداری را در راس امور قرار دهیم

با تشکر از شما و کلیه همکارانتان

انشاءالله موفق و موید و سربلند باشید.

 

 

 

شعری از برادر رزمنده اصغر محمد پور شاعر حماسی

می خواهم از خون شهیدان جمله سازم

 

نام شهیدان را بسازم در نمازم

می خواهم از نام شهیدان نام گیرم

با یادآنهالحظه ای آرام گیرم

می خواهم از شهد شهیدان بوسه گیرم

در چفیه های خونی آنها بمیرم

می خواهم از یاد شهیدان گل بسازم

یک باغ پر از لاله وسنبل بسازم

می خواهم از شورشهیدان شاد باشم

شعر شهادت را چه مادر زاد باشم

می خواهم از عشق شهیدان مشق گیرم

از یادو روح وجسم آنها دلپذیرم

می خواهم از سنگربگویم زیر آوار

افتاده اند اینجا هزاران سردار

می خواهم ازاین  سربداران سر بسازم

یادی زوالفجروازآن خیبر بسازم

می خواهم از بوی شهیدان باغ باشم

چون مادران داغدیده داغ باشم

آری شهیدان رهروان این حسینند

آن سبز پوشان ره پیرخمینند

می خواهم از چزابه ومهران بگویم

از شهر قامت شور آبادان بگویم

می خواهم از شعرم یل وسردار سازم

بابند پوتین شهیدان تار سازم

می خواهم از دزفول موشک خورده گویم

از خاطر چمران و دهلاویه گویم

می خواهم از اروند وآب مشک بویش

یادی کنم از سروهای پاک کویش

می خواهم از کارون زخمی زخم گیرم

از آب وپاک خونیش مرهم بگیرم

می خواهم از شبهای حمله جمله سازم

از گریه های شام آخر در نمازم

از آب کارون بابسیجی می گذشتیم

از شوش ومهران و دوعیجی  می گذشتیم

در یادمان آغوش ها را باز کردیم

باگونه های سرخ یاران ساز کردیم

دریادمان با هم وصیت می نمودیم

باروحمان تا آن جهان پر می گشودیم

در روح پاک وبی غش خونی سنگر

می شد نمودی کرد از شعب پیامبر

آنشب که خرمشهر را آزاد کردیم

در مسلخ جامع نماز داد کردیم

آنشب که در آغوشمان گل می نمودیم

گل های پرپر را چو بلبل می سرودیم

دیدی که خرمشهر را هموار کردند

صدنوجوان وپیر را بردار کردند

دیدی حریم پاک شهرم را شکستند

دیدی رفیقان مرا با تیر بستند

دیدی جهان آرا همان مرد ستبرم

آن رادمرد پاک وآن الگوی صبرم

آری غم شهر مرا باور نمائید

در شعر تشنه یادی از اصغر نمائید

آری بیاتا مثنوی ها سر نمائیم

یاد ی ز شبهای شب حیدر نمائیم

آری بیا بامثنوی آواز خوانیم

یاداز شلمچه معدن پرواز خوانیم

 شاعر حماسی شهرستان بهبهان استان خوزستان

برادر پاسدار اصغر محمدپور

فصل نامه عماران انقلاب

 

 

پیام شهید عنایت الله ناصری در سخنرانی در مدرسه شهید پیروز در بهبهان

پیام شهید عنایت الله ناصری در سخنرانی در مدرسه شهید پیروز در بهبهان

همه ی حضار محترم می دانند ده سال پیش مقام معظم رهبری هشداری درباره ای شبیحخون فرهنگی دادند تهاجمی که علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی شروع شد و هنوز هم ادامه دارد من نمی دانم ما بازماندگان شهداء چقدر نسبت به هشدار مقام معظم رهبری عمل کرده ایم دشمن ،دشمنی خودش را می کند ، از دشمن انتظاری جز دشمنی نیست ولی ماها چکار کردیم متاسفانه من باید گلایه کنم از برخی مسئولین فرهنگی سراسر کشور که به این هشدار مقام معظم رهبری آن طور که شایسته بود و آن طور که شهداء می خواستند لبیک نگفتند و الا امروز جامعه ای بهتر از این داشتیم .

جوانان آن روزها یعنی شهداء تا نیمه شب بیدار بودند اهل نماز شب بودند و این را من به یقین می دانم و دیده ام ، ولی متاسفانه امروز آگاهانه یا نا آگاهانه برخی از جوانان ما تا نیمه شب پای ماهواره و سی دی های مبتذل و استفاده نادرست از اینترنت و این ها مشغولند ولی برای ادای نماز صبح از خواب گران بر نمی خیزند این جای تاسف دارد ولی به فضل خدا من امیدوارم که انشاء الله با همین یادواره ها بتوانیم فرهنگ ایثارگران را به نسل نوین انقلاب ، انتقال دهیم نه اینکه از آنان انتظار داشته باشیم از آنها یک انسان رزمنده بسازیم.

آلان اینترنت و ماهواره و سی دی های مبتذل از توپ و تانک  و انواع بمب های خوشه ای و شیمیایی بدتر است

توپ ،تانک ،مسلسل ،خمپاره و شیمیایی بالا ترین کاری که میکند جسم آدم را از بین می برد ولی این ها متاسفانه روح انسان را از پای در می آورد هویت اساسی انسان را تخریب می کند .

انشاء الله که بتوانیم به نحو احسن تا زنده ایم مانند شهداء به تکلیف خود عمل نمایم.

(قسمتی از سخنرانی شهید سید عنایت الله ناصری در یادواره شهدای معلم شهرستان بهبهان )

فصل نامه عماران انقلاب شهرستان بهبهان

 

 

 

شهادت آزاده سرافراز حاج محمد رشید عبدالهی

شهادت آزاده سرافراز حاج محمد رشید عبدالهی

شهید حاج محمد رشید عبدالهی فرزند عبدالله در سال 1337 در یکی از روستاهای شهرستان بهبهان متولد گردید. از همان زمان کودکی به مسائل دینی آشنا و علاقمند به مسجد و رعایت مسائل شرعی بود ، ضمن مسائل عبادی مشغول کار و تلاش برای امور معیشتی در مدارس بهبهان مشغول تحصیل بود . قبل از انقلاب مانند دیگر امت اسلامی در راهپیمایی ها ضد رژیم شرکت می نمود.

با پیروزی انقلاب با تمام وجود از دست آوردهای انقلاب اسلامی محافظت و همزمان باشروع جنگ تحمیلی در عملیات های مختلف شرکت و در سال 1362 در عملیات خیبرتوسط مزدوران بعثی اسیر گردید. بالاخره  پس از 7سال اسارت و بازگشت به وطن اسلامی علیرغم تحمل درد و رنج شبانه روزی ناشی از شکنجه های رژیم بعثی عراق باز هم به فعالیت های فرهنگی و برنامه های سیاسی و عبادی منجمله شرکت مسنمر و مکرر در نماز سیاسی عبادی جمعه و برگزاری نماز جماعت که اکثراوقات نیز بعنوان امام جماعت مساجد بود.

شهید حاج محمد رشید عبدالهی ، متاهل و دارای 4 فرزند بود که در تاریخ 4/7/90 در بیمارستان بقیه الله تهران  بدلیل اثرات باقیمانده جراحات ، بالاخره شهید با اهداء 5عضو بدن خود تحول دیگری در جامعه اسلامی به وجود آورد. لازم به ذکر است بنا به اظهارات بعضی از افراد خانواده و همچنین برخی از دوستان ، به نقل از شهید بارها خواب دیده بود که عده زیادی از دوستان شهید به استقبال وی آمده اند . . .

شادی روحش صلوات


 

         جوانان عاشواریی ، هیئت رزمندگان اسلام و عاشقان ثارالله شهرستان بهبهان

ماشین شهیدان

.خاطره ای شهید محمد حسن صالحی مکاری( از بیان برادر رزمنده حاج سیف الله علی نژاد)

شهید محمد حسن صالحی مکاریدر اداره آب کار می کرد و در اعزام به جبهه در زمانی که اعلام می شد جبهه نیاز به نیرو دارد کار را رها می کرد و به جبهه می رفت .شهید اخلاقی مهربان و رفتاری خون گرم داشت علی رغم داشتن جسه ضعیف و درد کمر اما فعال و پر تحرک بود .

خاطرات ایشان زیاد است که من به یکی از خاطرات ایشان اشاره میکنم که یادی از مرحوم تقوی ، سید حمد الله و سید عبد الله عزیزی هم شده باشد .

شهید صالحی یک ماشین  وانت آوپل بسیار قدیمی خریده بود در زمانی که بهبهان موشک باران می شد و شهر تقریبا خالی بود با ماشین شهید صالحی همرا ه برادران مسجد به صحرا می رفتیم بعضی از بچه ها جلو و بقیه پشت ماشین سوار می شدیم و از آنجایی که ماشین ترمز ی نداشت هر وقت به کسی می رسیدیم یکی از بچه ها از پشت ماشین صدا می زد برید کنار برید کنار که ماشین ترمز نداره که شهید صالحی فورا عکس العمل نشون می داد و می گفت اصلا من بد می کنم شما رو سوار می کنم و از اونجایی که بچه ها شهید صالحی رو دوست داشتن می گفتن آقا محمد حسن فکر میکنم چشم ماشین آب آورده نمی بینه این حالا یه طرف از طرف دیگه مرحوم بهروز تقوی هم رو در عقب ماشین با خط خوانا بزرگ نوشته بودبر چشم بد لعنت که دیگه این واقعن به ماشین جلا داده بود

شهید صالحی در بین برادران رزمنده بسیار چهره دوست داشتنی داشت به خصوص در بین بچه های مسجد اباذر و همه با اخلاق گرم اون آشنا بودن و همه اول سراغ ایشون رو میگرفتن .

باشد که انشاء الله خداوند ما را با این  شهیدان مهشور گرداند

نماز عشق

*خاطره ای تحت عنوان نماز عشق (از بیان حاج یدالله مواساتی)

   در ادامه عملیات والفجر 8  در مجاور جاده  فاو - ام القصر، گردان سید الشهداء  بهبهان پشت خاکریزی که در امتداد جاده احداث شده بود با آمادگی کامل و به حالت نشسته در حال خواب اجباری بود. بی سیمی که وسیله ارتباطی فرمانده گردان با فرمانده تیپ 15 امام حسن مجتبی (ع) بود ، آخرین وضعیت درگیری نیروهای اسلام  با دژخیمان بعثی را گزارش می داد . فرمانده گردان (مرحوم حاج کمال صادقی ) وبنده که در آن عملیات جانشین گردان بودم از نیروهای گردان سرکشی می نمودیم که مشاهده کردیم بی سیم چی گردان دوان دوان به مقر فرمانده گردان آمد و گفت فرمانده تیپ با شما کار دارد .

فرمانده گردان بی سیم را گرفت و با فرمانده تیپ صحبت نمود و نتیجه گفتگو این بود که گردان تحت کنترل عملیاتی لشکر حضرت محمد رسول الله (ص) باید درعملیات شرکت نماید .

ساعت 12 بود که در میان تبادل آتش شدید توپخانه و ادوات خودی و دشمن ،بی سیم چی گردان به فرمانده گردان گفت ، فرمانده لشکر با شما کار داره  . فرمانده گردان گوشی را گرفت و با فرمانده لشکر صحبت کردند و بعد به بنده فرمودند باید برویم در سنگر فرمانده لشکر و نسبت به عملیات و آن محور عملیاتی که باید گردان وارد عمل شود ، توجیه بشویم . دو نفری در سنگر فرمانده لشکر حاضر شدیم و از روی کالک و نقشه نسبت به آخرین وضعیت و ماموریت گردان توجیه شدیم.

و بعد از خدا حافظی فورا" به گردان برگشته و در حالی که ساعت 4.5 صبح  و موقع اذان صبح بود
، نیروها را بیدار و بر نفربرها  و تانکها سوار نمودیم . به نیروها اعلام کردیم  که تیمم بگیرند و بر روی نفربرها  و درحال حرکت نماز صبح را بخوانید ولی آتش شدید توپخانه و ادوات دشمن ، اعزام نیروهای گردان را به صحنه در گیری با مشکل مواجه نمود ولی نیروهای رزمنده اسلام بدون توجه به حجم آتش دشمن بر نفربر و تانک ها نماز خود را اقامه نمودند و چه نماز صبح عاشقانه ای که با بوسه ترکش توپها و خمپاره ها ی دشمن بعثی بر پیکر عاشقان به خدا پیوسته همراه بود و آنها را به لقا ء الله پیوند زد و جاودانه شدند و آن نماز وسیله وصل عاشقان  به معشوق حقیقی خود گردید .

روحشان شاد و  راهشان پر رهرو .