شعری از برادر رزمنده اصغر محمد پور شاعر حماسی
می خواهم از خون شهیدان جمله سازم
نام شهیدان را بسازم در نمازم
می خواهم از نام شهیدان نام گیرم
با یادآنهالحظه ای آرام گیرم
می خواهم از شهد شهیدان بوسه گیرم
در چفیه های خونی آنها بمیرم
می خواهم از یاد شهیدان گل بسازم
یک باغ پر از لاله وسنبل بسازم
می خواهم از شورشهیدان شاد باشم
شعر شهادت را چه مادر زاد باشم
می خواهم از عشق شهیدان مشق گیرم
از یادو روح وجسم آنها دلپذیرم
می خواهم از سنگربگویم زیر آوار
افتاده اند اینجا هزاران سردار
می خواهم ازاین سربداران سر بسازم
یادی زوالفجروازآن خیبر بسازم
می خواهم از بوی شهیدان باغ باشم
چون مادران داغدیده داغ باشم
آری شهیدان رهروان این حسینند
آن سبز پوشان ره پیرخمینند
می خواهم از چزابه ومهران بگویم
از شهر قامت شور آبادان بگویم
می خواهم از شعرم یل وسردار سازم
بابند پوتین شهیدان تار سازم
می خواهم از دزفول موشک خورده گویم
از خاطر چمران و دهلاویه گویم
می خواهم از اروند وآب مشک بویش
یادی کنم از سروهای پاک کویش
می خواهم از کارون زخمی زخم گیرم
از آب وپاک خونیش مرهم بگیرم
می خواهم از شبهای حمله جمله سازم
از گریه های شام آخر در نمازم
از آب کارون بابسیجی می گذشتیم
از شوش ومهران و دوعیجی می گذشتیم
در یادمان آغوش ها را باز کردیم
باگونه های سرخ یاران ساز کردیم
دریادمان با هم وصیت می نمودیم
باروحمان تا آن جهان پر می گشودیم
در روح پاک وبی غش خونی سنگر
می شد نمودی کرد از شعب پیامبر
آنشب که خرمشهر را آزاد کردیم
در مسلخ جامع نماز داد کردیم
آنشب که در آغوشمان گل می نمودیم
گل های پرپر را چو بلبل می سرودیم
دیدی که خرمشهر را هموار کردند
صدنوجوان وپیر را بردار کردند
دیدی حریم پاک شهرم را شکستند
دیدی رفیقان مرا با تیر بستند
دیدی جهان آرا همان مرد ستبرم
آن رادمرد پاک وآن الگوی صبرم
آری غم شهر مرا باور نمائید
در شعر تشنه یادی از اصغر نمائید
آری بیاتا مثنوی ها سر نمائیم
یاد ی ز شبهای شب حیدر نمائیم
آری بیا بامثنوی آواز خوانیم
یاداز شلمچه معدن پرواز خوانیم
شاعر حماسی شهرستان بهبهان استان خوزستان
برادر پاسدار اصغر محمدپور
فصل نامه عماران انقلاب
این وبلاگ متعلق به